السيد حامد النقوي
498
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مؤلّفه او موجود و مشهودست نشان دهند كجا معتزلى شده و كجا خارجى گشته مقصود اين دنيا طلبان ازين دروغ تنفير خلق اللَّه از تعبد خالص معبود حقيقى و سرگرمى بازار بدعت خود بود تا پرده از روى كار ايشان نيفتد و آبروى بزرگان كه از عمرى دراز در اذهان عوام كالانعام نشسته است بدر يافت بطلان طريقهء ايشان و مجانبت از اوضاع شريعت حقه نرود و ليكن شور و غوغاى اين فريق كارى از پيش نبرد و آنچه حق تعالى از هدايت بعض افراد بلكه اكثر عباد خواسته بود از ممكن عدم بعرصهء وجود آمد و خلقى بيشمار استقامت به صراط مستقيم و توبه از سلوك طريق جحيم اختيار نمود و للّه الحمد تا آنكه بركات آن هدايت هنوز از در و ديوار هند نمايانست و در مثل باران بر دلهاى صاحبدلان ريزان مخالفين او اگر دمى بانصاف گرايند زود فهم توانند كرد كه اين همه اعتنا بصوم و صلاة كه فى الحال حاصل روزگار ايشانست هم بدولت اوست و الا احوال مشايخ و علماى هندوستان الّا ما شاء اللَّه تعالى معلوم همگناست كه كار و بارى از احكام اسلام و ابتاع دين نمىداشتند و سرى بسوى هدايت نفوس خود و تقييد بدرس و تعليم فقه و حديث و فنون شرعيه و علوم دينيه نمى برداشتند كل و جل كمالات ايشان منحصر در تحصيل معقولات و كسب جاه فضيلت و مشيخت با ترك امر بمعروف و نهى عن المنكر بود با دعاوى طويله و عريضه و مفاخر و مناقب جليله و چون حق تعالى وجود با جود او را براى هدايت خلق منتصب نمود و داعيهء حق گويى و صواب نمائى در دل او انداخت از جاهل تا عالم و از فقير تا امير همهها گويا از خواب بيدار شدند و حق را از باطل و صواب را از خطا و حرام را از حلال باز شناختند اگر چه در بعض يا اكثر مسائل با وى مخالف بودهاند تعصبا لا انصافا و مع ذلك حق اين ست كه وى بلكه جمله علماى متقدمين و متاخرين را در عام تقليد حكم واحدست هيچيكى از خلق باقوال و افعال ايشان متعبد نيست و نه هر پيچكى اطاعت و سمع ايشان واجبست آنكه متعبد بهست شارع عليه السلامست سخن سخن اوست و حكم حكم او از معاينه كتب متقدمين فقها و محدثين ظاهر مىشود كه آنچه آنها در نصرت سنن و ردّ بدع و اشراك گفته و نوشتهاند عشر عشير آن از مولوى محمد اسماعيل بر روى كار نيامده و ليكن چو نظر ابناى زمان مقصور بر كتب مذهب خود خصوصا متاخرين ايشانست و با مؤلفات اهل مذاهب سنت و جماعت و تواريخ و سير و طبقات ايشان كارى ندارند بر حقائق امور و وقائع دهور ايشان را اطلاع حاصل نيست امروز اگر يكى حرفى از اتباع مىراند يا در مسئله از مسائل فروع خلاف مذهب ملتزم خود مىكند مىدانند كه ايجاد مذهبى كرده است و از دائره اسلام بدر رفته و خلاف جمهور نموده و حاشاه عن ذلك بلكه وى درين باب مقتداى سلف و آخذ احوط و عامل بر سنتست و ليكن مفاسد جهل و تعصب بسيارست حق تعالى برادران دينى ما را انصاف روزى كند بالجمله از مؤلفات وى رح در فقه و حديث و اصول و جز آن بعض رسائل موجودست و همه نافع و نزد اهل حق مقبول از آن جمله ردّ الاشراكست مشتمل بر دو باب در نفى اشراك و رسوم كفر و بدعات از احاديث و تقوية الايمان ترجمه يك باب اوست هم از مؤلف و تنوير العينين فى اثبات